حمید صفت؛ از ضرباهنگ رپ تا نقشآفرینی در «بامداد خمار»
مریم قربانینیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره نقشآفرینی حمید صفت در سریال «بامداد خمار» نوشت: گاهی انتخاب یک بازیگر برای یک نقش، خودش بخشی از روایت یک سریال است. انتخاب حمید صفت برای ایفای نقش «اصلان» در «بامداد خمار» از همین جنس است؛ چهرهای که مخاطب پیش از این بیشتر او را با […]
مریم قربانینیا نویسنده و منتقد سینما در یادداشتی درباره نقشآفرینی حمید صفت در سریال «بامداد خمار» نوشت: گاهی انتخاب یک بازیگر برای یک نقش، خودش بخشی از روایت یک سریال است. انتخاب حمید صفت برای ایفای نقش «اصلان» در «بامداد خمار» از همین جنس است؛ چهرهای که مخاطب پیش از این بیشتر او را با موسیقی رپ میشناخت تا بازیگری و حالا باید در فضایی تاریخی و در میان دیالوگهایی متعلق به جهان و ادبیات یک دوره متفاوت، نقشآفرینی کند. او در این سریال در کنار مجموعهای از بازیگران شناختهشده قرار گرفته و همین مسئله، انتخابش را به یک ریسک جدی برای نرگس آبیار تبدیل میکرد.
اما نکته قابل توجه این است که آبیار ظاهراً به حمید صفت خواننده بسنده نکرده و تلاش کرده است از او یک شخصیت مستقل بسازد. این همان جایی است که هنر کارگردان در بازی گرفتن از بازیگری که هنوز تجربه طولانی در این حرفه ندارد، خودش را نشان میدهد. بازی گرفتن از چهرهای که زبان بدن، لحن و عادتهای اجراییاش از دنیای موسیقی میآید، کار سادهای نیست؛ بهخصوص وقتی قرار است این فرد در نقش شخصیتی قرار بگیرد که باید با فضای تاریخی قصه، روابط اجتماعی آن دوره و جهان متفاوت «بامداد خمار» هماهنگ شود.

یکی از نقاط قوت حضور صفت، بیان اوست. شاید در نگاه اول تصور شود کسی که از دنیای رپ میآید، در مواجهه با دیالوگهای ادبی و خاص یک اثر تاریخی دچار مشکل شود، اما اتفاقاً توانایی او در بیان و انتقال کلمات، در بخشهایی به کمک نقش آمده است. «بامداد خمار» فقط به چهره و میزانسن متکی نیست؛ زبان شخصیتها بخش مهمی از هویت سریال را میسازد و دیالوگها باید با لحن و ریتمی ادا شوند که مخاطب را از فضای امروز جدا کند.
حمید صفت در این بخش توانسته از مهمترین سرمایهای که از دنیای موسیقی با خود آورده است، یعنی تسلط بر کلام و ریتم بیان، استفاده کند. تفاوت میان خواندن و بازی کردن البته همچنان جدی است، اما شاید همین سابقه باعث شده است که کلمات برای او صرفاً مجموعهای از دیالوگهای حفظشده نباشند و بتواند روی ضرباهنگ آنها سوار شود.
از سوی دیگر، نمیتوان سهم نرگس آبیار را در این اتفاق نادیده گرفت. کارگردانی که انتخاب یک چهره نامتعارف برای نقش «اصلان» را پذیرفته است، باید بیش از یک انتخاب درست، توانایی هدایت آن بازیگر را هم داشته باشد. تصویرهایی که از حضور صفت در سریال منتشر شده و واکنشهایی که نسبت به تغییر چهره و اجرای او شکل گرفته، نشان میدهد این ریسک تا حدی جواب داده است.

البته هنوز نمیتوان حمید صفت را در قامت یک بازیگر حرفهای و صاحبسبک ارزیابی کرد؛ برای چنین قضاوتی به نقشهای بیشتری نیاز است، اما میتوان گفت «بامداد خمار» برای او تجربهای جدیتر از یک حضور گذراست و مهمتر از آن، نشان میدهد اگر یک کارگردان بتواند ظرفیتهای پنهان یک چهره غیرمتعارف را پیدا کند و بهدرستی هدایتش کند، نتیجه الزاماً به یک انتخاب عجیب و ناموفق ختم نمیشود.
شاید جذابترین بخش ماجرا همین باشد که حمید صفت برای ورود به «بامداد خمار» مجبور شده از تصویری که مخاطب از او در ذهن دارد، فاصله بگیرد؛ از خوانندهای با لحن و بیان مخصوص موسیقی رپ، به شخصیتی در جهانی تاریخی و متفاوت و در این مسیر، نرگس آبیار توانسته بخشی از همان ویژگیهایی را که پیشتر در موسیقی صفت دیده میشد، به خدمت بازی بگیرد.
«اصلان» شاید نقطه پایان این مسیر نباشد، اما میتواند آغاز مسیری تازه برای حمید صفت باشد؛ مسیری که اگر با انتخابهای درست ادامه پیدا کند، شاید روزی از او نه صرفاً یک خواننده رپ که یک بازیگر قابل اتکا بسازد.
انتهای پیام/



