رحلسازی میان اصالت و فراموشی؛ رحل اصفهان در مساجد و خانه های گرجستان
اصفهان-رحلسازی در اصفهان، هنری ریشهدار در ایمان، چوب و سنت است که امروز زیر سایه کالاهای ارزان خارجی و تغییر سبک زندگی، بیش از گذشته به حمایت و بازمعرفی نیاز دارد.
خبرگزاری مهر، گروه استانها – مرجان سیفالدین: رحلسازی در اصفهان تنها ساخت یک پایه چوبی برای قرار گرفتن قرآن نیست؛ این هنر، روایتی از پیوند ایمان، سنت، احترام به کلام وحی و مهارت استادکارانی است که در دل بازار تاریخی اصفهان، میراث چندصدساله صنایع دستی ایران را زنده نگه داشتهاند.
اگر بخواهیم ردپای هنر رحلسازی را در ایران دنبال کنیم، بیتردید یکی از مهمترین مقصدها اصفهان است؛ شهری که هنر چوب، قلم و نقش در آن پیشینهای چندصدساله دارد و به حق پایتخت صنایع دستی ایران شناخته میشود.
در بازار تاریخی اصفهان، کارگاههای قدیمی اطراف میدان نقشجهان و محلههایی مانند دردشت، رحلسازی تنها یک حرفه نبوده است؛ بلکه میراثی خانوادگی، هنری و آیینی است که نسل به نسل منتقل شده و در گذر زمان، بخشی از هویت صنایع دستی این شهر را شکل داده است.
رحل، در ظاهر وسیلهای ساده برای قرار گرفتن قرآن هنگام تلاوت است، اما در بطن خود، ترکیبی از مهارت نجاری سنتی، شناخت چوب، طراحی دقیق، ذوق هنری و احترام عمیق به کتاب آسمانی را جای داده است. همین ویژگی سبب شده است که رحلهای دستساز اصفهان از یک ابزار عبادی فراتر روند و در جایگاه اثری هنری، فرهنگی و حتی کلکسیونی قرار گیرند.
استادکاران اصفهانی با بهرهگیری از چوبهایی مانند گردو، گلابی و دیگر گونههای مرغوب، رحلهایی میسازند که علاوه بر استحکام، از ظرافت هنری چشمگیری برخوردارند. هر چند در سالهای گذشته، رحلهای چینی، هندی و پلاستیکی بخشی از بازار فروش این هنر را تسخیر کردهاند، اما هنر دست و چوب ایرانی همچنان جلوهای متفاوت دارد و در میان دوستداران صنایع دستی، جایگاه خود را حفظ کرده است.
آغاز رحلسازی با انتخاب دقیق چوب
مرتضی کازرونی از سازندگان رحل در اصفهان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: ساخت رحل در اصفهان با انتخاب دقیق چوب آغاز میشود و استادکار میداند که رحل باید سالها بدون تاب برداشتن، وزن قرآن را تحمل کند.
وی افزود: هنر اصفهانی تنها به استحکام محدود نمیشود و گرهچینی، معرق، خاتمکاری، مشبککاری و منبت، به این وسیله روحی تازه میبخشند.
کازرونی با بیان اینکه رحلهایی که با نقوش اسلیمی و هندسی آراسته شدهاند، نشاندهنده پیوند میان هنر و کارکرد هستند، ادامه داد: این هنرها نشان میدهد که چگونه یک وسیله ساده میتواند به اثری هنری و ماندگار تبدیل شود.
این هنرمند اصفهانی با اشاره به اینکه در بسیاری از حجرههای بازار اصفهان هنوز هم رحلهایی عرضه میشود که افزون بر کارکرد عبادی، ارزش هنری و کلکسیونی دارند، افزود: تلفیق خاتمکاری با ساختار تاشوی رحل، نمونهای از دقت و مهندسی هنرمندان اصفهانی است؛ جایی که قطعات ریز چوب، استخوان و فلز چنان در کنار هم قرار میگیرند که حتی با سالها باز و بسته شدن، زیبایی و استحکام خود را حفظ میکنند.
رحلهای دستساز ایرانی در بازار کشورهای اسلامی
کازرونی با انتقاد از وجود برخی رحلهای پلاستیکی، چینی و هندی در بازار فروش و مساجد گفت: این در حالی است که کشورهای عربی و مالزی از بازارهای فروش رحلهای ایرانی به شمار میروند و سفارشهای ما در مناسبتهایی مانند ماه مبارک رمضان برای استفاده در مساجد این کشورها بسیار پرتقاضاست.
به گفته وی، استقبال برخی کشورهای اسلامی از رحلهای ایرانی نشان میدهد که این هنر همچنان ظرفیت حضور در بازارهای منطقهای و بینالمللی را دارد، اما در داخل کشور نیازمند حمایت جدیتر، معرفی بهتر و جایگاهیابی دوباره در خانهها، مساجد و مراکز فرهنگی است.
رحل قرآن روایتگر هنر و احترام است
سید رضا زرگر اصفهانی، دیگر سازنده رحل قرآن، یکی از ویژگیهای مهم رحل را سادگی ساختار آن دانست و در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: در بسیاری از نمونههای اصیل اصفهان، رحل بدون استفاده از میخ و تنها با هنر اتصال کام و زبانه ساخته میشود؛ روشی که علاوه بر استحکام، بیانگر مهارت بالای درودگران ایرانی است.
این هنرمند پیشکسوت افزود: این شیوه، نمونهای از تلفیق دانش فنی و هنر سنتی در صنایع دستی ایران به شمار میرود.
زرگر اصفهانی با بیان اینکه در بسیاری از جوامع اسلامی، قرار دادن قرآن بر روی زمین پسندیده نیست و رحل نمادی از رعایت حرمت این کتاب آسمانی است، گفت: این احترام، در گذر زمان، از یک رفتار صرفاً مذهبی فراتر رفته و به بخشی از زیست فرهنگی مردم تبدیل شده است.
وی معتقد است: رحل علاوه بر کارکرد عبادی، با هنرهای سنتی نیز پیوندی عمیق دارد و رحلهای منبتکاریشده، خاتمکاریشده، معرق، مشبک و حتی نمونههای ساده روستایی، هر یک روایتگر ذوق، مهارت و هویت هنری مناطق مختلف کشور هستند.
رحل در خانههای ایرانی جایگاه فرهنگی داشت
این هنرمند نجار اضافه کرد: در خانههای ایرانی، رحل جایگاهی ویژه داشت و بسیاری از خانوادهها قرآن را در پارچهای مخصوص نگهداری میکردند و هنگام تلاوت، آن را بر روی رحل میگذاشتند؛ رفتاری که افزون بر رعایت احترام، نوعی آموزش فرهنگی بود.
این هنرمند ۶۷ ساله که حدود ۳۰ سال در این حرفه فعالیت دارد، ادامه داد: در گذشتههای نه چندان دور، کودکان و شاگردان میآموختند که رحل را با احترام بگشایند و پس از پایان قرائت، با همان دقت آن را ببندند. این آداب، بخشی از تربیت دینی و فرهنگی نسلهای گذشته بود، اما امروزه بسیاری از جوانان قرآن را با گوشیهای همراه خود میخوانند.
قداستی که زیر چرخدندههای مدرنیته کمرنگ میشود
وقتی در بازار به دنبال رحل میگردیم، بیش از آنکه چشممان به ظرافت چوب گردو و نقشونگار گرهچینی روشن شود، با انبوهی از رحلهای هندی، پلاستیکی و چینی مواجه میشویم که نه روح دارند و نه اصالت. این کالاها، جایگزین همان رحلهایی شدهاند که روزگاری در خانههای ایرانی، حرمت کتاب آسمانی را حفظ میکردند.
گسترش نسخههای دیجیتال، تبلتها و گوشیهای هوشمند نیز ناخودآگاه باعث شده است که نگاه جامعه به ابزارهای فیزیکی مطالعه، از تکریم و آرامش به سمت سرعت، سهولت و مصرفگرایی سوق پیدا کند. در چنین شرایطی، رحلهای چوبی دستساز بیش از گذشته نیازمند بازمعرفی فرهنگی هستند؛ چرا که حذف آنها تنها کنار رفتن یک وسیله نیست، بلکه کمرنگ شدن بخشی از آداب مواجهه با قرآن و کتابت است.
رحل قرآن بخشی از میراث فرهنگ خانواده است
رحل قرآن تنها پایهای برای نگهداری کتاب نیست؛ نشانهای از احترام، بخشی از فرهنگ دینی و یادگاری از پیوند هنر، ایمان و مهارت دست هنرمندان ایرانی است.
سعیده کاغذچی، کارشناس علوم قرآنی، در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: واژه رحل، واژهای عربی است و در عرف نسخهنویسان به تخته چوبی گفته میشود که کتاب را بر روی آن میگذارند.
وی ادامه داد: اینکه ابن جماعه از آن با عنوان کرسی کتاب یاد کرده است، نشان میدهد که شکل رحل در دورههای مختلف، متفاوت بوده است.
کاغذچی افزود: در انحنای چوب، در نقوش ظریف و در شیوه گشودن و بستن رحل، نوعی ادب تاریخی نهفته است؛ ادبی که نسلهای پیشین آن را زندگی کردهاند. در روزگاری که سرعت و مصرفزدگی بسیاری از نشانههای آرام و عمیق را به حاشیه رانده است، رحل قرآن یادآور مکثی برای خواندن است.
رحل؛ نشانهای از تکریم، نظم و زیبایی
این کارشناس علوم قرآنی ادامه داد: رحل در ظاهر، وسیلهای کاربردی برای قرار گرفتن قرآن در وضعیتی مناسب هنگام قرائت است، اما در لایههای عمیقتر، مفاهیمی چون تکریم، نظم، زیبایی و آداب مواجهه با کلام وحی را در خود جای داده است.
کاغذچی با بیان اینکه در بسیاری از خانوادههای ایرانی، رحل صرفاً یک وسیله مصرفی نبود، بلکه بخشی از میراث خانه به شمار میرفت، گفت: این وسیله گاه از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد و با خاطره ختمهای خانوادگی، شبهای قدر، روضههای خانگی و صبحهای آرام ماه رمضان گره میخورد.
صنایع دستی و ضرورت حمایت از رحلسازی
طراحیهای نو، رحلهای سبک و قابل حمل، استفاده از الگوهای مدرن در کنار هنرهای سنتی و عرضه آن در قالب صنایع فرهنگی، میتواند این میراث ارزشمند را دوباره به خانهها بازگرداند.
در سالهای اخیر، برخی طراحان جوان صنایع دستی، بهویژه در اصفهان، کوشیدهاند با حفظ اصالت، رحلهایی متناسب با دکوراسیون امروز طراحی کنند؛ آثاری که هم کارکرد عبادی دارند و هم به عنوان عنصری هنری در فضای خانه جای میگیرند.
امامقلی باتوانی، کارشناس فرهنگی، در این باره در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: رحل قرآن از منظر میراث فرهنگی نیز اهمیت فراوانی دارد و ساخت آن به مهارتهایی چون نجاری سنتی، منبت، خاتم، معرق و گرهچینی وابسته است.
وی که اصالتاً از مهاجران گرجستانی است و ترجمه قرآن به زبان گرجی را در کارنامه فعالیت فرهنگی و مذهبی خود دارد، حمایت از تولید رحلهای دستساز را حمایت از بخشی از هویت صنایع دستی ایران دانست.
باتوانی ادامه داد: نمایشگاههای قرآن، بازارچههای صنایع دستی، فروشگاههای فرهنگی و مراکز آموزشی میتوانند نقش مهمی در معرفی بهتر این هنر ایفا کنند.
رحل ایرانی در خانهها و مساجد گرجستان
باتوانی با بیان اینکه برخی از اهالی گرجستان در مساجد و خانههای خود برای تلاوت قرآن از رحلهای ایرانی استفاده میکنند، افزود: اگر رحل به درستی روایت شود، دیگر تنها یک پایه چوبی نخواهد بود، بلکه نمادی از تاریخ، هنر، ایمان و سبک زندگی ایرانی شناخته خواهد شد.
به گفته وی، معرفی درست این هنر در سطح داخلی و بینالمللی، میتواند هم به توسعه بازار صنایع دستی کمک کند و هم بخشی از فرهنگ آیینی ایران را به نسل جدید و دیگر جوامع مسلمان منتقل سازد.
رحل؛ وسیلهای خاموش اما سرشار از معنا
رحل قرآن بخشی از فرهنگ آیینی جامعه ایرانی است. در شبهای احیا، مراسم ختم، جلسات تفسیر، مکتبخانههای سنتی و حتی مدارس قدیم، این وسیله حضوری همیشگی داشته است. شاید کمتر کسی به آن توجه ویژهای کرده باشد، اما همین حضور آرام و مستمر، رحل را به یکی از عناصر ماندگار فرهنگ دینی ایرانی تبدیل کرده است.
بسیاری از اشیای فرهنگی چنین سرنوشتی دارند؛ در زندگی روزمره حضوری پررنگ دارند، اما کمتر درباره آنها سخن گفته میشود. رحل نیز از همین دست است؛ وسیلهای خاموش اما سرشار از معنا که پیوندی عمیق میان هنر، ایمان، خاطره جمعی و هویت ایرانی برقرار کرده است.
رحلسازی در اصفهان امروز میان اصالت و فراموشی ایستاده است؛ از یک سو استادکارانی که هنوز چوب را با حوصله میتراشند و به آن روح میدهند و از سوی دیگر بازاری که زیر سایه کالاهای ارزان و بیهویت، هنر دست را کمرنگ کرده است. با این حال، اگر این هنر به درستی روایت، حمایت و بازآفرینی شود، میتواند بار دیگر از کارگاههای قدیمی اصفهان به خانههای ایرانی و مساجد جهان اسلام راه پیدا کند.



