صفوی: امنیت سلامت با اقدامات مقطعی شکل نمیگیرد
رئیس هیئت امنای صرفه جویی ارزی در معالجه بیماران، معتقد است؛ نهادی که مسئول صیانت از امنیت سلامت است، نمیتواند صرفاً با سازوکارهایی اداره شود که برای شرایط عادی طراحی شدهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، سیدحسین صفوی، با طرح این پرسش که اگر امنیت سلامت یک مسئولیت راهبردی است، چه نوع حکمرانی میتواند پایداری آن را تضمین کند، در یادداشتی نوشت: تجربه بسیاری از کشورهای توسعهیافته نشان میدهد که حفاظت از زنجیره تأمین سلامت، صرفاً به سازوکارهای متعارف بازار یا فرآیندهای اداری واگذار نشده است. در کنار دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها و سایر ارکان نظام سلامت، نهادهایی شکل گرفتهاند که مأموریت آنها حکمرانی تأمین است؛ یعنی آینده را رصد میکنند، ریسکها را میشناسند، برای شرایط بحران برنامهریزی میکنند، زنجیره تأمین را راهبری میکنند و از استمرار درمان بیماران صیانت به عمل میآورند.
شاید تفاوت اصلی نیز از همین نقطه آغاز شود.
در حکمرانی سلامت، موضوع تنها تأمین یک دارو، تجهیز یا فناوری نیست؛ موضوع، حفظ اطمینان جامعه به تداوم درمان است. از همین رو، ارزش بسیاری از تصمیمها نه در آثار کوتاهمدت آنها، بلکه در نقشی است که در پیشگیری از بحرانهای آینده ایفا میکنند. گاهی ایجاد یک ذخیره راهبردی، گاهی انتقال یک فناوری، گاهی تقویت ظرفیتهای داخلی و گاهی ایجاد مشارکتهای پایدار، ارزشی فراتر از کارکرد ظاهری خود پیدا میکنند؛ زیرا هدف همه آنها یک چیز است؛ جلوگیری از وقفه در درمان بیماران.
به همین دلیل، معیار موفقیت نیز متفاوت است.
در فعالیتهای اقتصادی، موفقیت با شاخصهایی مانند سودآوری، رشد یا سهم بازار سنجیده میشود؛ اما در حکمرانی سلامت، پرسش بنیادین چیز دیگری است؛ آیا در روزهای سخت، روند درمان بیماران بدون وقفه ادامه یافت.
اگر پاسخ این پرسش مثبت باشد، بسیاری از تصمیمهایی که در شرایط عادی شاید پرهزینه یا زمانبر به نظر برسند، معنای واقعی خود را پیدا میکنند.
تجربه سالهای اخیر، از همهگیری کرونا تا تحریمهای اقتصادی و جنگ اخیر، نشان داده است که امنیت سلامت با اقدامات مقطعی شکل نمیگیرد. واکنش سریع در بحران ضروری است، اما هیچ نظام سلامت پایداری را نمیتوان بر پایه واکنش به بحران اداره کرد.
تابآوری، حاصل آیندهنگری است.
پایداری، نتیجه برنامهریزی است.
به همین دلیل، نهادهای راهبردی بیش از آنکه درگیر رفع کمبودهای امروز باشند، مسئول طراحی امنیت سلامت فردا هستند. آنها روندهای جهانی را رصد میکنند، نیازهای آینده را پیشبینی میکنند، برای انتقال فناوری برنامهریزی میکنند، مسیرهای تأمین را متنوع میسازند و با ایفای بهموقع تعهدات، اعتماد شرکای داخلی و بینالمللی را حفظ میکنند. اعتماد در زنجیره تأمین با بخشنامه ایجاد نمیشود؛ با رفتار قابل پیشبینی، برنامهریزی پایدار و پایبندی به تعهدات شکل میگیرد.
به نظر میرسد قانونگذار نیز بیش از دو دهه پیش، با همین نگاه هیأت امنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران را بنیان نهاد. فلسفه شکلگیری این نهاد، صرفاً پاسخ به نیازهای روزمره نظام سلامت نبود؛ بلکه ایجاد ظرفیتی برای سیاستگذاری، برنامهریزی میانمدت و بلندمدت و راهبری زنجیره تأمین سلامت کشور بود؛ ظرفیتی که بتواند همه توانمندیهای موجود در بخش خصوصی، دانشگاهها، شرکتهای دانشبنیان، تولیدکنندگان و شرکای بینالمللی را در مسیر تأمین پایدار سلامت همافزا کند.
از همین منظر، نقش هیأت امنا زمانی بیشترین اثربخشی را خواهد داشت که فرصت اندیشیدن به آینده را داشته باشد؛ نه آنکه همه ظرفیت آن صرف مدیریت بحرانهایی شود که میتوانستند با سیاستگذاری مناسب و برنامهریزی بهموقع، اساساً شکل نگیرند. ارزش واقعی نهادهای راهبردی نیز در همین نقطه آشکار میشود؛ بحرانها را پیش از وقوع مدیریت میکنند، نه صرفاً پس از وقوع.
البته تحقق چنین مأموریتی، مستلزم تناسب میان مسئولیت و ابزار نیز هست.
نهادی که مسئول صیانت از امنیت سلامت است، نمیتواند صرفاً با سازوکارهایی اداره شود که برای شرایط عادی طراحی شدهاند. این سخن به هیچوجه به معنای کاهش شفافیت یا پاسخگویی نیست؛ بلکه تأکید بر آن است که شفافیت، پاسخگویی و نظارت نیز باید متناسب با ماهیت مأموریت طراحی شوند. تجربه جهانی نشان داده است که نهادهای راهبردی سلامت، همزمان از اختیارات متناسب با مسئولیت خود و از نظامهای نظارتی دقیق و پاسخگو برخوردارند؛ زیرا امنیت سلامت، هم به سرعت در تصمیمگیری نیاز دارد و هم به اعتماد عمومی.
از سوی دیگر، امنیت سلامت هرگز محصول عملکرد یک نهاد نیست.
هیچ سازمانی، بدون همراهی بخش خصوصی، تولیدکنندگان، شرکتهای دانشبنیان، واردکنندگان، دانشگاههای علوم پزشکی، سازمانهای بیمهگر و سایر ارکان نظام سلامت، قادر به تحقق این هدف نخواهد بود. نهادهای راهبردی، رقیب بخش خصوصی نیستند؛ بلکه زمینهساز همافزایی میان همه ظرفیتهایی هستند که امنیت سلامت کشور بر آنها استوار است.
اگر قرار باشد از تابآوری نظام سلامت سخن گفته شود، این تابآوری پیش از هر چیز در کیفیت حکمرانی، قدرت آیندهنگری، انسجام نهادی و هماهنگی میان همه اجزای زنجیره تأمین معنا پیدا میکند.
امنیت سلامت، محصول تصمیمهای مقطعی نیست؛ حاصل شکلگیری نهادهایی است که بتوانند فراتر از نیازهای امروز بیندیشند، برای سالهای آینده برنامهریزی کنند، اعتماد بازیگران زنجیره تأمین را جلب کنند و در سختترین شرایط نیز از تداوم درمان بیماران صیانت نمایند.
هدف هیئت امنای صرفهجویی ارزی در معالجه بیماران، نیز در همین چارچوب تعریف میشود؛ کمک به شکلگیری زنجیرهای تابآور برای تأمین پایدار دارو، تجهیزات پزشکی و فناوریهای سلامت. زنجیرهای که در روزهای عادی با آیندهنگری تقویت میشود و در روزهای بحران، پشتوانه استمرار درمان بیماران خواهد بود.



