سکوت در برابر آسیب به نقش جهان تضعیف نظام حفاظت میراث جهانی است
اصفهان-عضو شورای عالی میراث فرهنگی گفت: آسیب دیدن آثار ثبت جهانی اصفهان در اثر حملات هوایی فقط مسئلهای ملی نیست و باید حساسیت افکار عمومی و نهادهای بینالمللی را برانگیزد.
خبرگزاری مهر،گروه استانها- کوروش دیباج: آسیبهای وارد شده به برخی بناهای تاریخی ثبت جهانی اصفهان در پی رخدادهای اخیر، بار دیگر موضوع مصونیت میراث فرهنگی در شرایط درگیریهای نظامی را به یکی از دغدغههای جدی جامعه جهانی تبدیل کرده است. مجموعه تاریخی اصفهان که شامل میدان نقش جهان، کاخ چهلستون و بخشهایی از دولتخانه صفوی است، از مهمترین کانونهای میراث فرهنگی ثبتشده ایران در فهرست جهانی یونسکو به شمار میرود؛ آثاری که نهتنها سرمایه تاریخی یک ملت بلکه بخشی از میراث مشترک بشریت محسوب میشوند و بر اساس کنوانسیونهای بینالمللی باید از هرگونه آسیب در شرایط جنگ و بحران مصون بمانند.
گزارشها و ارزیابیهای اولیه حاکی از آن است که در پی حمله هوایی به ساختمان استانداری اصفهان، آثار موج انفجار به بخشهایی از دو پایگاه جهانی میدان نقش جهان و کاخ موزه چهلستون و دولتخانه صفوی وارد شده است؛ موضوعی که از منظر حقوق بینالملل فرهنگی، تنها یک حادثه محلی تلقی نمیشود بلکه میتواند مصداق نقض قواعد شناختهشده حفاظت از میراث فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه باشد. کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه و اسناد تکمیلی آن صراحتاً دولتها را موظف میکند از هرگونه اقدامی که موجب آسیب مستقیم یا غیرمستقیم به آثار فرهنگی برجسته میشود خودداری کنند.
در چنین شرایطی، طرح پرسش درباره مسئولیت نهادهای بینالمللی و ضرورت پیگیری حقوقی این موضوع اهمیت مضاعفی یافته است. آیا نظام جهانی حفاظت از میراث فرهنگی قادر است در برابر چنین رخدادهایی واکنش مؤثر نشان دهد؟ و چه سازوکارهایی برای پیگیری حقوقی و جلب توجه افکار عمومی جهانی نسبت به این مسئله وجود دارد؟ برای بررسی این ابعاد، با سیدمحمد بهشتی شیرازی، عضو شورای عالی میراث فرهنگی و از چهرههای شناختهشده حوزه حفاظت از میراث تاریخی، گفتگو کردهایم که مشروح آن را در ذیل از نظر میگذرانید.
*در روزهای گذشته گزارشهایی از وارد آمدن آسیب ناشی از موج انفجار به محدوده میدان نقش جهان، کاخ چهلستون و مجموعه دولتخانه صفوی منتشر شده است؛ مجموعههایی که بخشی از میراث جهانی ثبتشده ایران محسوب میشوند. از منظر حقوق بینالملل و قواعد حفاظت از میراث فرهنگی، چنین رخدادی چه معنایی دارد؟
اگر بخواهیم موضوع را دقیق و بر اساس قواعد بینالمللی بررسی کنیم، باید ابتدا به این نکته توجه کنیم که آثاری که در فهرست میراث جهانی ثبت میشوند، از منظر حقوقی جایگاهی فراتر از یک اثر ملی پیدا میکنند. ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو به این معناست که آن اثر واجد «ارزش برجسته جهانی» است؛ یعنی نهتنها برای یک ملت یا یک کشور، بلکه برای کل بشریت دارای اهمیت است.
به همین دلیل است که جامعه جهانی برای حفاظت از چنین آثاری چارچوبهای حقوقی ویژهای تعریف کرده است. یکی از مهمترین این چارچوبها کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه درباره حفاظت از اموال فرهنگی در زمان مخاصمات مسلحانه است. فلسفه اصلی این کنوانسیون آن است که حتی در شرایط جنگ و درگیری نظامی نیز میراث فرهنگی بشر باید از آسیب مصون بماند.
در واقع، این کنوانسیون به کشورها یادآوری میکند که جنگ هرچقدر هم گسترده و شدید باشد، نباید بهانهای برای تخریب میراث فرهنگی بشریت شود. بنابراین کشورهایی که درگیر عملیات نظامی هستند موظفاند برنامهریزی و اقداماتی انجام دهند تا از وارد آمدن خسارت به آثار تاریخی، بهویژه آثار ثبتشده جهانی، جلوگیری شود.
از این منظر، هرگونه آسیبی که به چنین مجموعههایی وارد شود، صرفاً یک خسارت محلی یا ملی تلقی نمیشود؛ بلکه به نوعی آسیب به میراث مشترک بشریت محسوب میشود و بنابراین میتواند موضوع پیگیریهای بینالمللی قرار گیرد.
*با توجه به این چارچوب حقوقی، به نظر میرسد در عمل شاهد نقض این قواعد هستیم. ارزیابی شما از وضعیت کنونی چیست؟
متأسفانه آنچه در سالهای اخیر در جهان مشاهده میکنیم، نوعی شکاف میان قواعد حقوقی و رفتار عملی برخی کشورهاست. به بیان سادهتر، مجموعهای از قوانین و مقررات بینالمللی برای حفاظت از میراث فرهنگی وجود دارد، اما در مواردی به نظر میرسد اجرای این قوانین بیشتر از سوی کشورهایی رعایت میشود که از نظر قدرت سیاسی یا نظامی در موقعیت ضعیفتری قرار دارند.
در مقابل، برخی قدرتهای بزرگ یا بازیگران نظامی قدرتمند گویی خود را چندان ملزم به رعایت این قواعد نمیدانند. این مسئله بسیار نگرانکننده است، زیرا اگر این روند ادامه پیدا کند، اساس نظام حقوقی بینالمللی که برای حفاظت از میراث فرهنگی بشر ایجاد شده، تضعیف خواهد شد.
در مورد مجموعههایی مانند میدان نقش جهان، کاخ چهلستون و دولتخانه صفوی باید تأکید کرد که اینها صرفاً بناهای تاریخی معمولی نیستند. این مجموعهها در فهرست میراث جهانی ثبت شدهاند و به همین دلیل طبق قواعد بینالمللی باید از سطح بالایی از حفاظت برخوردار باشند.
بنابراین وقتی چنین آثاری در معرض آسیب قرار میگیرند، این مسئله صرفاً یک موضوع داخلی نیست؛ بلکه موضوعی است که باید در سطح بینالمللی مورد توجه قرار گیرد.
*در چنین شرایطی چه اقداماتی از سوی ایران میتواند برای پیگیری موضوع انجام شود؟
به نظر من دو مسیر اصلی وجود دارد که باید به طور جدی و همزمان دنبال شود. مسیر نخست فعالیت رسانهای و اطلاعرسانی در سطح بینالمللی است. افکار عمومی جهان باید بداند که چه اتفاقی رخ داده است. بسیاری از مسائل مرتبط با میراث فرهنگی زمانی در سطح جهانی مورد توجه قرار میگیرند که رسانهها و نهادهای فرهنگی آنها را برجسته کنند. بنابراین لازم است این موضوع در رسانههای بینالمللی، محافل فرهنگی و مجامع تخصصی مطرح شود تا حساسیت جهانی نسبت به آن شکل بگیرد.
مسیر دوم پیگیری حقوقی و دیپلماتیک است. این مسیر ممکن است زمانبر باشد، اما بسیار ضروری است. ما باید مستندسازی دقیقی از خسارتها انجام دهیم، پروندهای کامل تهیه کنیم و از طریق سازوکارهای حقوقی بینالمللی آن را پیگیری کنیم.
این پیگیریها میتواند از طریق یونسکو، نهادهای حقوقی بینالمللی و سازوکارهای مربوط به کنوانسیونهای حفاظت از میراث فرهنگی انجام شود. مهم این است که این مسئله ثبت و پیگیری شود، زیرا سکوت یا بیعملی در چنین مواردی میتواند به تکرار آن در آینده منجر شود.
*به موضوع نقش نمایندگی ایران در یونسکو اشاره کردید. این نهاد چه نقشی میتواند در چنین شرایطی ایفا کند؟
نمایندگی کشورها در یونسکو یکی از مهمترین کانالهای ارتباطی در حوزه میراث فرهنگی است. از طریق این نمایندگیها میتوان موضوعات مربوط به حفاظت از میراث جهانی را در سطح بینالمللی مطرح کرد.
در چنین شرایطی انتظار میرود نمایندگی ایران در یونسکو فعالانه وارد عمل شود و موضوع آسیب وارد شده به میراث جهانی اصفهان را به صورت رسمی در این سازمان مطرح کند. یونسکو به عنوان نهاد متولی کنوانسیون میراث جهانی و یکی از بازیگران مهم در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی میتواند نقش مهمی در جلب توجه جامعه جهانی به این مسئله ایفا کند.
علاوه بر این، طرح موضوع در یونسکو میتواند زمینهای برای بررسی کارشناسی، اعزام هیأتهای ارزیابی و حتی صدور بیانیههای بینالمللی فراهم کند که خود میتواند فشار افکار عمومی جهانی را افزایش دهد.
*برخی معتقدند حتی اگر خسارت وارد شده محدود باشد، باز هم اهمیت موضوع در سطح جهانی قابل توجه است. نظر شما چیست؟
دقیقاً همینطور است. در موضوع میراث فرهنگی، مسئله فقط میزان خسارت نیست؛ بلکه اصل وقوع خسارت اهمیت دارد.
وقتی اثری در فهرست میراث جهانی ثبت میشود، معنایش این است که آن اثر دارای ارزشی است که کل جهان آن را به رسمیت شناخته است. در چنین شرایطی کشور میزبان در واقع به نمایندگی از جامعه جهانی مسئول حفاظت از آن اثر است.
بنابراین هرگونه آسیب به چنین آثاری، حتی اگر محدود باشد، یک پیام مهم دارد و آن این است که قواعد بینالمللی حفاظت از میراث فرهنگی ممکن است در معرض نقض قرار گیرد. اگر نسبت به این مسئله حساسیت نشان داده نشود، این خطر وجود دارد که در آینده موارد مشابه با شدت بیشتری تکرار شود.
*گزارشها حاکی از آن است که آسیبها ناشی از موج انفجار بوده و حمله مستقیمی به این بناها صورت نگرفته است. آیا از منظر حقوقی این موضوع تفاوتی ایجاد میکند؟
در چارچوب قواعد بینالمللی، این موضوع تفاوت چندانی ایجاد نمیکند. نکته اصلی این است که کشورها در زمان عملیات نظامی باید بهگونهای برنامهریزی کنند که میراث فرهنگی در معرض خطر قرار نگیرد.
امروزه فناوریهای نظامی به حدی پیشرفته شدهاند که امکان محاسبه شعاع تأثیر انفجارها و پیامدهای احتمالی آن وجود دارد. بنابراین نمیتوان به سادگی گفت که چون اصابت مستقیم نبوده، مسئولیتی متوجه کسی نیست.
قواعد بینالمللی تأکید میکنند که حتی آسیب غیرمستقیم نیز باید تا حد امکان پیشگیری شود. بنابراین اگر عملیاتی انجام شود که قابل پیشبینی باشد موج انفجار آن میتواند به یک مجموعه تاریخی آسیب برساند، این مسئله همچنان میتواند موضوع مسئولیت حقوقی باشد.
*یکی از مباحثی که در سالهای گذشته مطرح بوده، استقرار برخی کاربریهای اداری یا انتظامی در نزدیکی مجموعههای تاریخی است. آیا این مسئله میتواند بهانهای برای حمله تلقی شود؟
در کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه به این موضوع اشاره شده که استقرار تأسیسات نظامی در نزدیکی آثار تاریخی میتواند خطراتی ایجاد کند و بنابراین توصیه شده است که چنین استقرارهایی صورت نگیرد.
اما باید توجه داشت که این موضوع به هیچ وجه مجوز حمله به مناطق دارای میراث فرهنگی محسوب نمیشود. هدف از آن توصیهها در واقع کاهش احتمال آسیب دیدن آثار تاریخی بوده است، نه ایجاد توجیه برای حمله.
علاوه بر این، در بسیاری از موارد کاربریهایی که در نزدیکی مجموعههای تاریخی قرار دارند، الزاماً کاربری نظامی محسوب نمیشوند. بنابراین حتی اگر چنین کاربریهایی وجود داشته باشد، همچنان اصل حفاظت از میراث فرهنگی باید رعایت شود.
*در نهایت، این رویداد چه پیام یا هشداری برای جامعه جهانی در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی دارد؟
پیام اصلی این است که میراث فرهنگی بشریت بسیارتر از آن است که تصور میکنیم. بسیاری از این آثار قرنها یا حتی هزاران سال دوام آوردهاند، اما ممکن است در یک لحظه و در اثر یک حادثه یا یک تصمیم نظامی آسیب ببینند.
اگر جامعه جهانی نسبت به چنین رخدادهایی حساسیت نشان ندهد، ممکن است به تدریج نوعی بیتفاوتی شکل بگیرد که بسیار خطرناک است. زیرا در این صورت قواعد بینالمللی که برای حفاظت از میراث فرهنگی ایجاد شدهاند، کارایی خود را از دست خواهند داد.
به همین دلیل لازم است نهادهای بینالمللی، سازمانهای فرهنگی، رسانهها و افکار عمومی جهان نسبت به چنین مواردی واکنش نشان دهند. میراث فرهنگی نه متعلق به یک کشور، بلکه سرمایه مشترک بشریت است و حفاظت از آن مسئولیتی است که بر عهده همه ما قرار دارد.



