سایه جنگ بر میراث جهانی؛سازوکارهای بینالمللی از اصفهان محافظت میکند؟
اصفهان- متخصصان میراث فرهنگی با اشاره به کنوانسیون لاهه و سازوکار سپر آبی تأکید میکنند حفاظت از آثار تاریخی در جنگ نیازمند همکاری فوری جامعه جهانی است.
خبرگزاری مهر، گروه استانها -کوروش دیباج: در روزهایی که خبرهای مربوط به جنگ و حملات نظامی در ایران با نگرانیهای جدی درباره میراث فرهنگی کشور همراه شده، گزارشهایی از آسیب به محدودههای تاریخی اصفهان از جمله حریم میدان نقش جهان، کاخموزه چهلستون و بخشهایی از دولتخانه صفوی منتشر شده است.
این مجموعهها نهتنها بخشی از هویت تاریخی ایران، بلکه میراثی جهانی هستند که در فهرست یونسکو ثبت شده یا در ارتباط مستقیم با آن قرار دارند.
برای بررسی ابعاد تاریخی، شهری و حقوقی این آسیبها و همچنین ضرورت حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط جنگی، با شعله وحدتپور، دکترای مرمت و احیا بناها و بافتهای تاریخی و عضو ایکوموس ایران، گفتوگویی تفصیلی انجام دادهایم. او در این گفتوگو با نگاهی تخصصی به جایگاه تاریخی اصفهان، ساختار پیچیده دولتخانه صفوی، پیوند میراث ملموس و ناملموس در میدان نقش جهان و نیز خلأهای حقوقی و مدیریتی در حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحران میپردازد.
اصفهان در تاریخ ایران چه جایگاهی دارد و چرا آسیب به بناهای آن تنها یک تخریب معماری نیست؟
بر اساس شواهد متعدد و یافته های باستان شناسی جغرافیای اصفهان، روایتگر تداوم تاریخی چند هزار ساله است. مرور اسناد تاریخی دوران پیش از اسلام نشان می دهد، اصفهان در دوران باستان، شرقی ترین مکانی بود که دولت بابل از آن آگاهی داشت و به احتمال زیاد جزئی از سرزمین «انشان» و دولت ایلام بوده است و در دوره مادها نیز، جزو قلمرو ماد بزرگ قرار داشت. در دوره هخامنشی اصفهان، از یک سو، به سبب قرارگیری بر سر راه اکباتان، پارسه و پارس، از شهرهای مهم ایران بود و از سوی دیگر، به عنوان مقر آرامش سلاطین هخامنشی شناخته میشد. در دوره ساسانی نیز اصفهان، شهری ولیعهدنشین بوده است که در عین حال، به دلیل موقعیت اقتصادی و تجاری خود، محل تأمین آذوقه و استقرار سپاهیان بوده است.
پس از ورود به دوره اسلامی نیز این اهمیت ادامه یافت. به گونه ای که روند توسعه فرهنگی، اجتماعی و کالبدی شهر، در دوره های گوناگون همچون: دوران آل بویه، آل زیار، دیلمی و دیگر دوره های تاریخی شاخص پس از آن، قابل شناسایی است. به عنوان مثال: در دوره سلجوقیان، اصفهان به عنوان پایتخت کشور مورد گزینش قرار گرفت و به یکی از درخشانترین دورههای توسعه شهری خود دست یافت. امروزه شواهدی از ساخت و سازهای این دوره، در گستره بخشهایی از مسجد جامع عتیق و بازار اصفهان، منارهها، کاروانسرا، راهها و بسیاری دیگر آثار تاریخی اصفهان قابل واکاوی است. این شهر در دوره صفوی، بار دیگر از تجربه پایتختی ایران بهره¬مند شد و همسو با توسعه اقتصادی، تجاری، فرهنگی خود، بستر تبلور ساخت و سازهای شگرف شهرسازی و معماری دولت صفوی بود و به عنوان نماد اقتدار آن، از شهرت جهانی برخوردار گردید.
بنابراین، وقتی از آسیب به بخشهایی از اصفهان سخن میگوییم، نباید تصور کنیم که تنها یک مجموعه معماری و شهرسازی مربوط به چهار یا پنج قرن پیش آسیب دیده است؛ بلکه در واقع، لایههای متعددی از تاریخ ایران که در طول هزاران سال شکل گرفتهاند تحت تأثیر قرار میگیرند.
مجموعهای که امروز از آن با عنوان «دولتخانه صفوی» یاد میشود دقیقاً چه محدودهای را در بر میگیرد؟
شاه عباس اول زمانی که تصمیم گرفت پایتخت کشور را به اصفهان منتقل کند، ابتدا قصد داشت مقر حکومتی خود را در محدوده میدان عتیق ایجاد کند، اما به دلایلی از جمله ملاحظات سیاسی در برخورد با شاهزادگان سلاطین پیشین، این تصمیم تغییر کرد و در حاشیه جنوبی شهر قدیم، شهر جدید صفوی شکل گرفت و تا اراضی جنوبی رودخانه زاینده رود و دامنه کوه صفه امتداد یافت.
در این طرح شهری، بازار اصفهان عامل پیوند دهنده، تقویت و کنترل شهر قدیم و با بخش جدید بود و میدان نقش جهان، به عنوان نقطه کانونی و چند عملکردی شهر صفوی، به گونه ای طراحی شد که از سوی اضلاع شمال شرقی و شرق با راسته تاریخی بازار اصفهان که تا دروازه حسن آباد ادامه داشت پیوند می یافت و در اضلاع دیگر نیز، با بخش های صفوی بازار شهر، نظیر قیصریه و راسته ها بازار های شمال و شمال غربی میدان و همچنین بازارهای گرداگرد میدان محصور می گردید. در همین شرایط، این میدان از طریق ضلع غربی خود، در تعامل با دولتخانه صفوی قرار می گرفت.
دولتخانه صفوی در واقع مجموعهای بسیار گسترده و پیچیده از فضاهای حکومتی، اداری و تشریفاتی همچون کاخ های عالیقاپو، چهلستون و تالار طویله (واقع در جنوب عالیقاپو)، کشیک خانه، توحیدخانه، کارگاه های تولیدی-سلطنتی (کارخانه شاهی)، جبه خانه، صندوق خانه، فضاهای اقامتی ویژه شاه، حرمسرا و مادر شاه، مهمانخانه، فضاهای تفرجگاهی و ورزشی همانند کاخ های هشت بهشت و گلدسته، باغ خیمه گاه (میدان اسب سواری و تیراندازی شاهی) و بسیاری دیگر فضاهای خدماتی، باغها و مسیرهای حرکتی بوده است که در در دوره صفوی به مرور ساخته شده و تکامل یافتند.
این مجموعه چگونه با میدان نقش جهان و شهر ارتباط پیدا میکرد؟
ارتباط دولتخانه صفوی با میدان نقش جهان و دیگر بخش های شهر بر پایه ساختاری سلسله مراتبی و چندلایه بوده است که بقا و کنترل امنیت آن را در پی داشت. برای مثال، یکی از راه های ارتباطی دولتخانه صفوی با میدان نقش جهان، از طریق کاخ عالیقاپو و راه های منتهی به آن بود و یا مسیر دیگری در جنوب عالیقاپو با عنوان «سردر سلطنتی یا سردر خورشید» که امروزه محدوده آن را به عنوان «گذر سعدی» می شناسیم، امکان ارتباط حرمسرای سلطنتی به میدان نقش جهان و بازار را میسر می ساخت.
در سوی دیگر دولتخانه (ضلع غربی آن)، محور گردشگری چهار باغ اصفهان قرار داشت که ارتباط دولتخانه با آن از طریق سردر سلطنتی که از دوره قاجار تحت عنوان «عمارت جهان نما» شهرت یافت و همچنین، مجموعه سردرهای باغ های خرگاه، بلبل، توت، دروازه سلطنتی، مهمانخانه درویشان نعمت الهی و باغ شیرخانه (باغ شیران) میسر میشد. البته این ارتباط با تغییر در ساختار کالبدی دورهای متأخر صفوی در بخش هایی تغییر می یابد. مثلا: در بخش جنوبی باغ توت مجموعه کاروانسرا، بازار و مدرسه چهارباغ احداث شد.
از آن مجموعه بزرگ امروز چه بخشهایی باقی مانده است؟
در طول زمان، بهویژه از دوره قاجار به بعد، بخشهای زیادی از این مجموعه تخریب شده یا تغییر کاربری دادهاند. با این حال هنوز بخشی از این میراث، در دو گستره میراث ملموس و ناملموس قایل بازشناسی هستند. از جمله مهمترین بناهای باقیمانده این دولتخانه میتوان به کاخ عالیقاپو، کاخ چهلستون، کاخ هشت بهشت، تالار تیموری، تالار اشرف، عمارت های توحیدخانه، رکیب خانه تاریخی اشاره کرد که برخی از آن قدمت پیش از صفوی داشته و دردوران صفوی و قاجار بازسازی شده و تداوم یافته اند.
ابنیه یاد شده، افزون بر ارزش های معمارانه و فنون، طیف وسیعی از هنرهای اصیل شهر و کشور (آینه کاری، کاشی کاری ، گره چینی، نگارگری و غیره) را در برگرفته اند و به لحاظ محتوای آثار همچون مضمون نقاشی ها و غیره، سندی ارزشمند از روایت های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی و ارتباطات سیاسی کشور از دوره صفوی تا پایان دوره قاجار به شمار می روند. همچنین، برخی مسیرهای دسترسی و تردد امروزین در این محدوده، به رقم دگرگونی کلان در ساختار کالبدی و نقش شهری، نشانه هایی از ساختار یا اسامی کهن مرتبط با دولتخانه صفوی را در خود دارند.
نمونه هایی از آن عبارتند از: گذر شاهی، گذر پشت مطبخ، گذر سعدی و خیابان گلدسته (موسوم به راه بسته شاهی در دوره صفوی که پیش از آن نیز، بخشی از حصار شهر در دوره آل بویه بوده است). این مسئله را به یاد داشته باشیم که بسیاری از کاخ ها و فضاهای به جا مانده از این دوران، دلیل عملکرد موزه ای خود در زمان کنونی، طیف وسیعی از آثار تاریخی شهر، استان و حتی کشور را در برگرفته اند و از ارزش صدچندان برخوردارند.
نقش کاخهایی مانند عالیقاپو و چهلستون در ساختار سیاسی و تشریفاتی صفوی چه بوده است؟
کاخهای دولتخانه صفوی را میتوان از نظر عملکرد به دو دسته کلی تقسیم کرد: کاخهای با عملکرد خاص که در واقع فضای خصوصی ویژه حرمسرا و تفرجگاه شاهی بوده اند و کاخ هایی با عملکرد عام، به منظور برگزاری مراسم رسمی، بارعام شاهی و پذیرایی از مهمانان داخلی و خارجی.
کاخ عالیقاپو در گستره دسته دوم قرار دارد. این کاخ عامل پیوند دهنده دولتخانه صفوی با میدان نقش جهان بوده است که افزون بر برگزاری رویدادهای یاد شده، امکان حضور و نظاره شاه و درباریان را بر امور میدان، اعم از بازی چوگان، برگزاری جشن ها و آیین های فرهنگی و مذهبی، آتشبازی ها و چراغانی ها، مسابقات ورزشی، فعالیت های تفریحی (نمایشهای مردمی، معرکهگیریها و سرگرمیهای عمومی) و حتی سان و رژه نظامی، ابلاغ حکم شاهی، مجازات متخلفان و یا مشاهده فعالیت روزمره مردم در میدان و بازارهای پیرامون آن را فراهم می ساخت.
این در حالی است که بنا بر برخی اسناد تاریخی، کاخ چهلستون در دوره نخست شکل گیری خود، از گونه کاخ های خاص به شمار می رفت. اما، با تغییرات شکل گرفته در دوره شاه عباس دوم و تکامل آن (شکل گیری ایوان آینه کاری و غیره)، کارکرد کاخ دگرگون شده و از عملکرد حکومتی-تشریفاتی در پذیرش مهمانان برخوردار می گردد.
پیامد دولت صفوی در گستره میراث ناملموس شهر اصفهان کدام است؟
میراث صفوی در اصفهان فقط محدود به مجموعهای از بناها نیست. در کنار این معماری و شهرسازی پرشکوه، به دلیل ثبات و امنیت سیاسی و اقتصادی و رونق ارتباطات داخلی و خارجی ایران و به ویژه شهر اصفهان، از یک سو، بستر پرورش، خلاقیت و بالندگی بسیاری از هنرها، صنایع و حرف گوناگون از مقیاس محلی تا سطوح منطقه ای، ملی و فراملی می گردد و از سوی دیگر آغوش خود را بر روی شخصیت های مهم سیاسی، مذهبی، دانشمندان، شاعران و دیگر اندیشمندان و افراد داخلی و خارجی گشوده و به بدین سان، مکتب های مختلف فلسفی و هنری اصفهان، به عنوان بخشی از میراث ناملموس این سرزمین به منصه ظهور می رسند. همچنین در دوره صفوی، بسیاری از آیین ها و مراسم های فرهنگی و مذهبی در بخش های مختلف این شهر به انجام می رسید و تداوم تاریخی خود را حفظ نموده است.
با توجه به حملات اخیر، جامعه بینالمللی چه مسئولیتی در قبال حفاظت از این میراث دارد؟
آسیب به اصفهان و مجموعه های تاریخی آن، به منزله تعرض و تخریب بخشی بی تکرار و ارزشمند از تمدن بشری است. در این گذار، در سطح بینالمللی،راهبردها و ابزارهای حقوقی مختلفی برای حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ وجود دارد.
به عنوان مثال: کنوانسیون لاهه (۱۹۵۴ میلادی) و پروتکل ها و دیگر اسناد مکمل آن، بر لزوم حمایت از «اموال فرهنگی» در زمان درگیری های مسلحانه در چارچوب اسناد بین المللی، اشاره دارند و در بطن آن، حمایت از اموال فرهنگی معنای جامع تری نسبت به «میراث» داشته و شامل اشیاء قابل جابجایی، آثار موزه ای و سایر دارایی های فرهنگی می گردد.
همچنین، از زمان به رسمیت شناسی سازمان بین المللی سپر آبی، به عنوان یک مرجع مشورتی و رسمی در حمایت از میراث فرهنگی، آرشیوها، کتابخانه های ارزشمند و مجموعه های اسنادی در زمان جنگ، این سازمان تلاش دارد، با رعایت برخی پیش شرط ها از سوی کشورهای عضو، همچون عدم استفاده از محدوده تاریخی به منظور بهره برداری نظامی و یا استقرار تأسیسات وابسته به آن، شکل گیری کمیته سپر آبی و رعایت الزامات حقوقی این سازمان و لزوم معرفی و نسب نشان سپر آبی بر ابنیه و محدوده های تاریخی در زمان جنگ و درگیری، از تعرض و آسیب به آثار ممانعت به عمل آورد.
به نظر شما چه اقداماتی برای کاهش خطرات در چنین شرایطی ضروری است؟
افزون بر لزوم پیش زمینه سازی برای بهره برداری موثر از امکانات و حمایت های بین المللی و یونسکو در مواقع اضطراری، یکی از مهمترین اقداماتی که باید مورد توجه قرار گیرد، مدیریت و برنامه ریزی درست در شیوه حفاظت و بهره برداری از آثار تاریخی است. ما نیاز داریم در کنار پایش و گزارش های مستمر از آثار، حفاظت از آرشیوها، موزه ها و مخازن، رعایت و انجام مرمت های ماهیانه و سالیانه، دیگر اقدامات حفاظتی همچون تدوین و تدقیق الزامات حقوقی و فنی در تعیین کاربری عرصه و حریم آثار تاریخی را به لحاظ همخوانی فعالیت با ارزش های اثر، نوع مصرف انرژی (گاز، برق، دسترسی به آب و غیره) با رویکردی کارشناسانه به انجام رسانیم.
به عنوان مثال در جریان آسیب های ناشی از جنگ و یا دیگر بلایای طبیعی، وجود یک یا چند کپسول گاز در جهت انجام فعالیت های کارگاهی و یا عملکردهای نظیر رستوران ها، کافی شاپ و مانند آن می تواند شدت آسیب ها را در یک محدوده تاریخی افزایش دهد با مسیرها و شیوه های امدادرسانی و اطفاء حریق، از اهمیت ویژه ای برخوردار می گردند. این امر، در گستره مجموعههای تاریخی همانند آثار اصفهان، که با فضاهای زنده شهری نظیر میدان نقش جهان و بازار تاریخی اصفهان پیوند دارد توجه بیشتری را طلب می نماید.
و در نهایت، مهمترین درس این بحران برای مدیریت میراث فرهنگی چیست؟
واقعیت این است که هر اثر تاریخی نیازمند برنامه مدیریت بحران جامع، در عرصه و حریم خود، در برابر هر نوع شرایط اضطراری و یا حوادث طبیعی است تا ضمن در نظر گیری سناریو ها و پروتکل ها حفاظتی در مسیر کنترل شرایط و کاهش آسیب ها مثمر ثمر قرار گیرد. همچنین باید همواره بر این اصل تأکید نمود که میراث فرهنگی تنها متعلق به یک جامعه و کشور نیست و بخشی از حافظه مشترک بشریت به شمار می رود. بنابراین حفاظت از آن در زمان جنگ نهتنها یک وظیفه ملی، بلکه یک مسئولیت جهانی است.



