حضور پرشور اجتماعی؛ فراتر از یک راهپیمایی ساده
یک روانشناس گفت: یکی از برکات این دوره جنگ، خروج بدنه اجتماعی کشور از رخوت و نقشآفرینی در عرصه نبرد بوده است و فعالتر شدن بدنه اجتماعی موجب بازآفرینی قدرت نهفته گردید.
حسین محمدی روانشناس در یادداشتی که در اختیار خبرگزاری مهر گذاشت نوشت: جنگهای معاصر، دیگر تنها میدان رویارویی نظامی نیستند؛ بلکه عمدتاً میدان تفسیرها و روایتها هستند. جنگ حتی پس از پایان فیزیکی، در ناخودآگاه جمعی جامعه، افکار عمومی و صورتبندی آینده ملتها ادامه مییابد. این نبردی خاموش بر سر این پرسش است که «چه کسی پیروز است؟»
پیروزی در جهان امروز، فقط به معنای غلبه بر دشمن نیست؛ گاه به معنای حفظ سوژگی، نگهداشتن انسجام روانی-اجتماعی، حفظ هویت ملی و عبور از آزمونی است که میتواند یک جامعه را از درون فرسوده کند یا آن را بازآفرینی نماید.
حضور اجتماعی؛ فراتر از یک راهپیمایی ساده
یکی از برکات این دوره، خروج بدنه اجتماعی کشور از رخوت و انفعال و نقشآفرینی مستقیم در عرصه نبرد بوده است. فعالتر شدن بدنه اجتماعی انقلاب و نیز فعال شدن بخشی از قشر خاکستری با حضور مداوم در میادین و خیابانها، موجب بازآفرینی قدرت نهفته در جامعه و حفظ و افزایش روزبهروز انسجام روانی-اجتماعی گردید.
از منظر روانشناسی اجتماعی، تجمعات شبانه اخیر کارکردی فراتر از تجمعات عادی دارند. آنها به مثابه «پمپ امید و انرژی روانی» عمل میکنند. استمرار این حضور منجر به موارد زیر میشود:
۱. افزایش دلگرمی و امید: ایجاد احساس مفید بودن، حس مسئولیت، هویت و همبستگی که مستقیماً انرژی روانی جامعه را تقویت میکند.
۲. پیشگیری از فرسودگی روانی: این حضور، سپری در برابر تردید، یأس، ناامیدی، اضطراب و نگرانی از آینده است.
۳. حفظ اقتدار و انسجام ملی: در برابر جنگ رسانهای و روانی دشمن، حضور مردم در صحنه، قدرتمندترین پیام را ارسال میکند.
تقویت اعتماد و خیرخواهی جمعی
از دیگر اثرات این حضور، افزایش اعتماد جامعه به یکدیگر و به آینده است. خیرخواهی، مراعات و مراقبت از همدیگر در چنین فضاهایی به وضوح قابل مشاهده است. این مؤلفه اگرچه در جنبههای روانی-اجتماعی تجلی دارد، اما میتواند در وجوه دیگر مانند اقتصاد (از طریق همبستگی اقتصادی و کمکهای مردمی) نیز بروز پیدا کند.
پیامد پیوستن اقشار همراه اما غایب
قطع به یقین، بر اساس ارتباطات میدانی، بسیاری از کسانی که هنوز به این صحنههای حضور نپیوستهاند، قلباً همراه و همسخن جمعیتهای حاضر در میدان هستند. از منظر روانشناختی، اگر این افراد به جمعیت بپیوندند:
· تمامی اثرات روانی مثبت برشمرده (امید، انسجام، مسئولیتپذیری) برای خودشان چندین برابر خواهد شد.
· شکاف بین باور درونی و عمل بیرونی (ناهماهنگی شناختی) که میتواند منبع ناراحتی روانی باشد، از بین میرود.
· اثر جمعی این حضور بر کل جامعه، افزایش چشمگیری خواهد یافت.
حضور در تجمعات شبانه در شرایط کنونی، صرفاً یک کنش سیاسی یا اجتماعی نیست؛ بلکه یک «نیاز روانی جمعی» است که کارکردهایی مانند امیدآفرینی، افزایش همبستگی، کاهش اضطراب و بازتولید هویت ملی را دنبال میکند. تداوم این حضور، سرمایه روانی جامعه را که امروز بیش از هر زمان دیگری ضروری است، حفظ و تقویت میکند. آنچه در خیابانها میگذرد، نه فقط میدانِ دفاع، که کارگاه بازآفرینی قدرت نهفته ملت است.



